> In The Middle Of Nowhere
X
تبلیغات
رایتل
In The Middle Of Nowhere
آرشیو
سه‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1390
مرسی حافظ
مرسی حافظ
ز گریه، مردم چشمم، نشسته در خون است ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست مِیگونت ز جامِ غم مِی لَعلی که می‌خورم خون است
ز مشرقِ سرِ کو، آفتاب طلعت تو اگر طلوع کند، طالعم همایون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است شکنج طُرّه لیلی مقام مجنون است
دلم بجو! که قدت همچو سرو دلجوی است سخن بگو! که کلامت لطیف و موزون است
ز دور باده به جانْ راحتی رسان، ساقی! که رنج خاطرم از جورِ دورِ گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز کنارِ دامنِ من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلبِ یار می‌کند حافظ چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107665


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها