> In The Middle Of Nowhere
X
تبلیغات
رایتل
In The Middle Of Nowhere
آرشیو
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388
فکر کن ....

توی یه شهر  غریب توی کوچه ی  باریک و تاریک   یه چلو کبابی  به سبک ۲۰۰۰ سال  پیش  من  تنها با دو تا غریبه .......   از  مشکلاشون میگن  .... برای کی  .... من میشنوم   دوست دارم از اونجا  برم  ولی  کجا   .... میترسم   سردم میشه ....    باد  سرد  میاد تو  یکی  در  و  باز  کرده  ....نگاه میکنم  یه  اشنا .... یه  اشنا که  همه چیزه  منه  ... مثله  توی  فیلما میپرم  بغلش با گرمی  تنش  با صدای  قلبش  با  نفساش   اروم میشم .



پ.ن  زنده هستیم تا وقتی اسیریم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107673


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها